«ری را» ... صدا می آید امشب

از پشت «کاچ» که بند آب

برق سیاه تابش تصویری از خراب

در چشم می کشاند.

گویا کسی است که می خواند ...


اما صدای آدمی این نیست.

با نظم هوش ربایی من

آوازهای آدمیان را شنیده ام

در گردش شبانی سنگین؛

زاندوه های من

سنگین تر.

و آوازهای آدمیان را یکسر

من دارم از بر.


وقتی خودت را خارج از بازی ببینی

یعنی قاعده هایش را نپذیرفته ای

این عدم پذیرش قواعد است که تو را دچار توهم بنده و بازنده بودن می کند