شب پره ی ساحل نزدیک
چوک و چوک! ... گم کرده راهش در شب تاریک
شب پره ی ساحل نزدیک
دمبدم می کوبدم بر پشت شیشه.
شب پره ی ساحل نزدیک!
در تلاش تو چه مقصودی است؟
از اطاق من چه می خواهی؟
شب پره ی ساحل نزدیک با من (روی حرفش گنگ) می گوید:
«چه فراوان روشنایی در اطاق توست!
باز کن در بر من
خستگی آورده شب در من.»
به خیالش شب پره ی ساحل نزدیک
هر تنی را می تواند برد هر راهی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ ساعت 8 توسط ری را
|