در پیش کومه ام
در پیش کومه ام
در صحنه ی تمشک
بیخود ببسته است
مهتاب بی طراوات، لانه.
*
یک مرغ دل نهاده ی دریا دوست
با نغمه هایش دریایی
بیخود سکوت خانه سرایم را
کرده است چون خیالش ویرانه.
*
بیخود دویده است
بیخود تنیده است
«لم» در حواشی «آئیش»
باد از برابر جاده
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۲۸ ساعت 8 توسط ری را
|